X
تبلیغات
مهردادبیدل در همه احوال خدا با او بود
Beautiful Field Full of FlowersBeautiful Field Full of Flowers
Beautiful Field Full of FlowersBeautiful Field Full of FlowersBeautiful Field Full of Flowers
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط مهرداد  | 
30 Amazing Conceptual PhotographsSilentFun The Best Group Join It30 Amazing Conceptual Photographs30 Amazing Conceptual Photographs30 Amazing Conceptual Photographs30 Amazing Conceptual Photographs30 Amazing Conceptual Photographs30 Amazing Conceptual Photographs
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط مهرداد  | 
bihamagan2006_7_1_[1].jpg_13.JPGDancing Words.jpgdie before you die 2.jpgDivine Postponement.JPGhoalali.jpgHOO.JPGibnearabi4.jpgkwart 3 zahed boodam,,,.jpgkwart4 z-w dar rahe talab....jpgquat.jpgsaqi.kalligrafie 4 mulder.jpgshabname eshq,,,,kallig blue.jpgsoera annas.jpgsubmission.JPGthat moment 3,07.jpgThe First & The Last.jpgun aware-bikhabar-rumi qu-5.08.jpguniversal grace big2sml.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط مهرداد  | 
عکسهائی از بیدل
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط مهرداد  | 
بیدل
+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط مهرداد  | 
آثار

[ویرایش] زندگی‌نامه

سید میرزا محمد رحیم موسوی فرزند سید محمد موسوی حکیم باشی در سال 1175 ه‍. ق. در شیراز از خانواده ای متدین قدم به عرصه وجود گذاشت. تذکره نویسانِ زمان وی نام او را محمد رحیم ذکر کرده اند فاضل خان گروسی ،ص 78؛ بهمن میرزا قاجار، ص 452؛هلاکو قاجار، ص 28 اما در تذکره های بعدی به صورت رحیم ضبط شده است دیوان بیگی ، ج 1، ص 288؛ فسائی ،ج 2، ص 1098، 1159؛ فرصت شیرازی ، ص 526 .نیاکانش از سادات موسوی اصفهان و در اصل از جهرم فارس و از خاندان میرزا رحیم حکیم باشی بودند.بیدل شیرازی ،سید میرزا محمد رحیم شاعر و طبیب و ندیم فتحعلی شاه و محمدشاه،همانند نیاکانش که در دوره صفویه به اصفهان رفته و در خدمت پادشاهان صفوی بودند،به طبابت پرداخت. فاضل خان گروسی، همانجا؛ بسمل شیرازی، ص 532؛بهمن میرزا قاجار، ج2، ص 505؛مفتون دنبلی، ص67؛ فسائی،ج2،ص1098؛ فرصت شیرازی،ص 526 ؛ شاه صفی ،حک : 1038 ه‍. ق.ـ 1052 ه‍. ق.را نیای بیدل دانسته است که شاید به دلیل قرابت نیاکان بیدل با صفویه باشد که طبابت در دربار را برگزیدند.پدرش میرزا سیدمحمد طبیب او نیز به فرمان کریم خان زند از اصفهان به شیراز رفت و سید محمدرحیم بیدل شیرازی ،در همان زمان در شیراز زاده شد.فاضل خان گروسی ؛ بسمل شیرازی ؛ محمود میرزا قاجار؛ دیوان بیگی ، همانجاها؛هدایت ، ج 2، بخش 1، ص 183. پدر بیدل پس از زندیه به دربار قاجاریه در تهران فرا خوانده شد و پس از خدمت در دوران کهولت به شیراز بازگشت و در همانجا درگذشت بسمل شیرازی ، ص 533. سیدمحمدرحیم طب را علاوه بر پدرش نزد میرزاحسن علی طبیب که از خویشاندان او بود نیز فرا گرفت و خطوط سبعه به ‌ویژه نستعلیق را نیکو می نوشت ، گذشته از اینها شاعر بود و در اشعارش بیدل تخلص می کرد فاضل خان گروسی ؛ بسمل شیرازی ؛ فسائی ، همانجاها، مفتون دنبلی ، ص 68. در آغاز دوران فتحعلی شاه ، حک : 1211ـ 1250 از شیراز به تهران سفر کرد و همچون پدر،طبیب دربار شد و به منصب حکیم باشی نایل آمد و بتدریج از ندیمان خاص شاه شد فاضل خان گروسی ؛ بسمل شیرازی، همانجاها. او طبیب خاص فخرجهان ، دختر فتحعلی شاه و ملقب به فخرالدوله ، بود و بدین جهت به فخرالدوله شهرت یافت دیوان بیگی ، ج 1، ص 289؛ فسائی، همانجا.مدتی نیز در خدمت شجاع السلطنه متوفی1270 ه‍. ق. و میرزافریدون فرمانفرما متوفی 1272 ه‍. ق. بود هلاکو قاجار؛ هدایت ،همانجاها. عبدالوهاب نشاطِ اصفهانی متوفی1244 ه‍. ق. ملقب به معتمدالدوله ،منشی الممالک دربار فتحعلی شاه ، با او خویشاوندی داشت و به این سبب بیدل گاه در غیبت او جانشین وی می شد و ازینرو به منشی الممالک نیز ملقب گردیدمفتون دنبلی ؛ فسائی ، همانجاها. بیدل در عصری می زیست که به دوره بازگشت ادبی مشهور است . تذکره نویسان معاصرش اشعار او را ستوده و بی همتا دانسته اند فاضل خان گروسی ؛ محمود میرزا قاجار؛ مفتون دنبلی ؛هلاکو قاجار، همانجاها. گفته میشود اشعار سروده شده شامل غزلیات ، مراثی ، ترکیب ‌بند، ترجیع‌بند،قطعات،رباعیات، و مخمسات بالغ بر سی‌هزار بیت است که اکنون پنج‌هزار بیت آن باقی مانده است درباره تعداد اشعارش اتفاق نظر وجود ندارد رجوع کنید به محمودمیرزا قاجار، ج 2، ص 506؛ مفتون دنبلی ؛دیوان بیگی ،همانجاها. تاکنون دیوان بیدل به طبع نرسیده ظاهرا اصل دیوان به همراه نسخ خطی که در مشهد مقدس توسط حاجی میرزا سید علی الموسوی فخر شیرازی فرزند بیدل تنسیخ شده بود و به کمک حاجی میرزا زین العابدین نوهٔ برادر بیدل در راه آمدن به تهران در نزدیکی استرآباد مورد هجوم راهزنان طایفهٔ ترکمان قرار میگیرد و کلیه اموال قافله از جمله کتب غارت و حاجی میرزا زین العابدین نیز به اسارت در میاید و تا زمانیکه وجه در خواستی داده نشده بود آزاد نگردید. رجوع کنید به ج 2 ص 1098 فارسنامهٔ ناصری حسن بن حسن فسائی ؛ دکتر رستگار فسائی . دو نفر از زاهدان آن دوران حاجی میرزا محمد باقر ملا باشی، صاحب چندین تألیف و تصنیف در علوم دینی از جمله شرح صحیفهٔ سجادیه ، بحرالجواهر درعلم کلام ، انوارالحقایق ، مقاصدالصالحین و انوارالقلوب و حاجی میرزا محمد حسین ملاباشی ،( پدر بزرگ میرزا زین العابدین ) از برادران بیدل بودند و آیت الهی ها از نوادگان میرزا محمد باقر ملا باشی میباشند دیوان بیگی ، ج 1، ص 288. [۱].

[ویرایش] سبک شعری

تذکره نویسان معاصرش شعر بیدل را ستوده و در پیروی از شیوه غزلسرایی سعدی بی همتا دانسته اند و از سبکهای هندی و اصفهانی یا صفوی نیز بی بهره نبوده. فاضل خان گروسی ؛ بهمن میرزا قاجار؛ مفتون دنبلی؛هلاکو قاجار، همانجاها.در مرثیه سرایی کم و بیش به ترکیب بند مشهورمحتشمِ کاشانی نظرداشته است.

[ویرایش] مرگ و محل دفن بیدل

وی در دوران حکومت محمدشاه در سال1258ه‍.ق.هنگامیکه از سفر حج بازمیگشت ،در قم بیمار شد و همانجادرگذشت مزار او در جوار مقبره حضرت معصومه س میباشد. دیوان بیگی ؛هدایت ، همانجاها.

[ویرایش] لقب

در فضل و طبابت مشهور به حکیم باشی همچون اجدادش حکیم سلمان موسوی و خلف الصدقش رجوع کنید به پزشکان نامی پارس صفحه 59 که آباء و اجداد او به حذاقت در طبابت معروف بودند و در القاب و اوصاف مشهور به فخرالدوله بود چون طبیب خاصه نواب خورشید احتجاب شاهزاده فخر جهان خانم بود و در شعر و شاعری متخلص به بیدل آثارالعجم ص527

[ویرایش] آثار

نسخه ای به شماره 2388، شامل پنج هزار بیت از قصاید او، در دوبخش ، در کتابخانه مجلس شورای اسلامی محفوظ است،بخش نخست آن مدحیات است و از جمله شامل منقبت حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم ، ص 26ـ31، علی علیه السلام ،ص 1ـ6، حضرت مهدی علیه السلام ص 20ـ25، و مدح فتحعلی شاه که بیدل در ضمن آن از مشقّت احوال خود گلایه کرده است ص 26ـ41، و نیز مدح محمدشاه ،ص 16ـ20و برخی ازامیران و شاهزادگان قاجار؛ بخش دوم شامل مرثیه هایی است در رحلت حضرت محمد و اهل بیت علیهم السلام و ذکر مصیبت کربلا و اسارت خانواده امام حسین علیه السلام تاکنون از اشعار بیدل در کتب درسی فارسی بارها استفاده شده است رجوع شود به رسالهٔ دلگشا پانوشته.

[ویرایش] نمونه اشعار

[ویرایش] غزل

بندهٔ خویش ز بس خواجه گرامی دارد هستم آزاد و دلم میل غلامی دارد
سوختم زآتش غم وین دل بی درد هنوز با همه سوخته گی ها سر خامی دارد
ماه رخسار تو بدریست که بی نقصانست مه شود بدر ولی رو به تمامی دارد
تا قبولش بکند ساقی بزم تو مگر ماه بر طرف فلک صورت جامی دارد
به غلط نام من آرد به زبان بهر رقیب آنکه از یار به کف نامهٔ نامی دارد
گشت مقبول شه از گفتهٔ بیدل نشگفت طبع سعدی بودش نظم نظامی دارد

[ویرایش] غزل

تا شرح دهم حسنت نطق دگرم باید ور نه به زبان خلق وصف تو نمی شاید
معنی که جمالت راست آن صورت روحانی در لفظ نمی گنجد در وصف نمی آید
هر صبح به بام آید از بهر تماشا خور یا بو که مه من رخ از روزنه بنماید
بر ماه جمالت مهر گر زانکه نه پا بست است از چیست که چون عشاق یک لحظه نیاساید
آن نرگس جادویت دلها همه بفریبد وان لعل سخن گویت غمها همه بزداید
گو با بت سنگین دل در مهر و وفا میکوش کین لطف نمی ماند وین حسن نمی پاید
تا آنکه نگوید خصم کین صید زبونی بود بر خون دل ما دست گو دوست بیالاید
بزمی که تویی آنجا بر مجمره حاجت نیست کس عود نمی سوزد کس مشک نمی آید
گر بزم بیارایند از بهر قدوم دوست آیی چو تو مجلس ها در روی تو آرایند
آن تاب که مویش راست وآن آب که رویش را جان ها همه بربندد دلها همه برباید
موئیست میان او ماهست رخش لیکن جان و دل مشتاقان زین هر دو بیاساید
دین و دل صد بیدل یک لحظه دهد بر باد آن موی چو بربندد وآن روی چو بگشاید

[ویرایش] پانوشته‌ها

نسخه دیوان بیدل در سال 1337 در اختیار آقای علی اصغر رستگار فرزند مرحوم سید محمد نوادهٔ بیدل بوده و مؤلف کتاب دانشمندان و سخن سرایان فارس از آن در جلد 1 ص 507 استفاده کرده رجوع کنید به فارسنامهٔ ناصری جلد 2 حاشیه ص 1099 دیوان مذکور اکنون در اختیار سید محمد رستگار فرزند مرحوم علی اصغر رستگار میباشد.

[ویرایش] منابع

  1. دانشنامه جهان اسلام
+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط مهرداد  | 
  بیدل دهلوی
محمد فخارزاده

بیدل شاعریست که در بیرون از مرزهای ایران به ویژه در میان افغان ها بیشتر شناخته شده است. شاعری دیرآشنا با ببانی دشوار و معانی استوار. در 25 سال اخیر در ایران تلاش قابل تقدیری برای معرفی «پیر میکده سخندانی و افلاطون خم نشین معانی» صورت گرفته و حاصل آن انتشار گزیده‌ها و تصحیحات متعدد از دیوان بیدل و مقالات و پایان نامه های گوناگون است که از معروفترین آنها کتاب شاعر آینه ها تالیف دکتر شفیعی کدکنی است.

«ميرزا عبدالقادر بیدل دهلوی» در سال 1054 هـ.ق در ساحل جنوبي رودخانه «گنگ» در شهر عظيم آباد پتنه (هند) به دنیا آمد. از روزهای جوانی عبدالقادر به شوق حق، ترانه عشق مي‏سرود و چون بر حفظ و اخفاي راز عشقش به حق مصر بود «رمزي» تخلص مي‏كرد تا اين كه بنابر قول يكي از شاگردانش هنگام مطالعه گلستان سعدي از مصراع «بيدل از بي‏نشان چه گويد باز» به وجد آمد و تخلص خود را از «رمزي» به «بيدل» تغيير داد.

بيدل چهره‏اي خوش منظر و جثه‏اي نيرومند داشت، فنون كشتي را به خوبی مي‏دانست و ورزشهاي طاقت فرسا از معمولي‏ترين فعاليتهاي جسمي او بود. در سال 1075 هـ.ق به دهلي رفت، هنگام اقامت در دهلي دايم الصوم بود و آن چنان كه خود در چهار عنصر نقل كرده است به سبب تزكيه درون و تحمل انواع رياضت‏ها و مواظبت بر عبادات درهاي اشراق بر جان و دلش گشوده شده بود و مشاهدات روحاني به وي دست مي‏داد. وي در سال 1078 هـ.ق سرايش مثنوي «محيط اعظم» را به پايان رساند، اين مثنوي درياي عظيمي است لبريز از تأملات و حقايق عرفاني. دو سال بعد مثنوي «طلسم حيرت» را سرود و به نواب عاقل خان راضي كه از حاميان او بود هديه كرد. تلاش معاش او را به خدمت در سپاه شهزاده «اعظم شاه» پسر اورنگ زيب بازگرداند. اما پس از مدت كوتاهي، چون او از تقاضاي مديحه كردند، از خدمت سپاهي استعفا كرد. بيدل در سال 1096 هـ.ق به دهلي رفت و مقدمات يك زندگي توأم با آرامش و عزلت را در دهلي فراهم كرد، زندگي شاعر بزرگ در اين سالها به تأمل و تفكر و سرايش شعر گذشت و منزل او ميعادگاه عاشقان و شاعران و اهل فكر و ذكر بود، در همين سالها بود كه بيدل به تكميل مثنوي «عرفان» پرداخت و اين مثنوي عظيم عرفاني را در سال 1124 هـ .ق به پايان رساند. بيدل آخرين آينه تابان شعر عارفانه فارسي بود كه نور وجودش در تاريخ چهارم صفر 1133 هـ.ق به خاموشي گراييد.

بيدل شاعري با حكمت و تفكر قدسي است، وي از تبار شاعران عارفي چون حكيم سنايي، عطار نيشابوري، مولانا و حافظ و ... است، شاعراني كه شعرشان گرانبار از انديشه و معناست در افق اين بزرگان، شعر زبان راز و نياز است .

انديشه بيدل، انديشه وحدت و يكانگي است، در منظر او عالم عالم جلوه‌ی حق است و انسان آينه‏ای كه حيران به تماشا چشم گشوده است، به تماشاي تجلي حق در عالم وجود، بيدل حق را تنها حقيقت هستي مي‏داند، در نگاه خود نيز همه موجودات قائم به حق مي‏باشند و بدون فيض وجوديي كه حق به آنها مي‏بخشد محكوم به فنا و نيستي‏اند و همه موجودات و اشياء را همچون خيال و وهم تصور مي‏كند كه تنها صورتي از وجود دارند و حقيقت آنها حضرت حق مي‏باشند كه از چشم غافلان هميشه اين نكته پوشيده مي‏ماند.

(برگرفته از سایت صدا وسیما)

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط مهرداد  |